شهاب الدين احمد سمعانى

85

روح الأرواح فى شرح أسماء الملك الفتاح ( فارسى )

سهل بن عبد الله تسترى گفت : الخوف ذكر و الرّجاء انثى و منهما يتولّد حقائق الايمان . خوف و رجا جفت‌اند چون با يكديگر صحبت كنند از ميانه ، جمال ايمان روى نمايد . از آنكه رجا صفت انوثت دارد و خوف صفت ذكورت . زيرا كه غلبهء رجا كاهلى و سستى بار آرد و آن صفت اناث است . و غلبهء خوف تشمّر و تجلّد بار آرد و اين صفت ذكور است . و بقاى ايمان در بقاى اين دو معنى است ، چون اين دو معنى از پيش برخاست يا امن حاصل آيد يا قنوط ، و هر دو صفت كفّار است . زيرا كه امن از عاجزان است و اعتقاد صفت عجز در وى كفر است . و قنوط از لئيمان است و اعتقاد صفت لؤم در وى شرك است . نه همه ترس عقوبت بايد نه همه انتظار رحمت . از خوف و رجا معجونى 47 بايد ساخته و اطريفلى تركيب داده . آرى چراغى كه در وى روغن نباشد روشنايى ندهد و چون روغن باشد تا آتش نبود ضيا ندهد و چون روغن و آتش باشد تا فتيله نبود كه هستى خويش فداى سوز آتش كند هيچ 48 كار رونق نگيرد . پس خوف بر مثال آتش / b 25 / سوزان است و رجا بر مثال روغن مددكننده است ، و ايمان بر كردار آن فتيله است و دل بر شكل آن چراغدان . اگر همه خوف باشد چون چراغدانى باشد كه در وى همه آتش است و روغن نيست . و گر همه رجا باشد چون چراغى بود كه در وى روغن هست و آتش نيست . و چون خوف و رجا مجتمع گشت اينك چراغى پيدا آمد كه در وى هم روغن است كه مدد بقاست ، و هم آتش است كه مادّت ضياست . آنگاه ايمان از ميان اين هر دو 49 از هر دو مدد مىگيرد ، از يكى ضيا و از يكى بقا ، آنگه مؤمن به بدرقهء ضيا راه مىرود و به مدد بقا قدم مىزند . اختلاف نسخه‌ها